بهار و زیبایی های اردیبهشت ماه

درخواست حذف این مطلب
تو محله ما یه توانبخشی هست. از پشت که رد شی زمین بزرگی داره با باغچه های بزرگ و همه پر از گل. گوشی نداشتم و نمیشد از اون ع بگیرم.
خوب دیروز گوشی گرفتم و این ع رو گرفتم. خیلی قشنگه.

شماره 48

درخواست حذف این مطلب
خیلی از ماها مشکلاتی داریم که هرگز برای رفع اونها هیچ تلاشی نمی کنیم. مشکلاتی که به سادگی حل شدنی هستن.

آب قطعه داداش

درخواست حذف این مطلب
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

روز ملی خلیج فارس؟!!!

درخواست حذف این مطلب
از عنوان هم معلومه؟
"روزِ ملیِ خلیج فارس". خوب این که هم خلیج ش عربی هست هم فارس ش . این کجاش پارسی هست؟
پیشینیان بهش میگفتن "دریایِ پارس" که هم دریای اون پارسی هست و هم پارسِ اون.
...
تو اخبار امروز گفته میشد "گمرکات"! آخه گمرک که پارسی هست چطور با "ات" عربی جمع بسته میشه؟ درست اون این هست: گمرک های.
بازم همچنین "اثر" که پارسی هست و "آثار" اشتباه هست و باید گفت "اثرهای".
خدا این انی که برای مردم تصمیم میگیرن یا قانون میدن بیرون رو شفا بده.

اردیبعشق

درخواست حذف این مطلب
به دلم افتاده همین روزهاست که می آیی.
و اردیبهشت من، اردیبعشق می شود.


بی حوصلگی

درخواست حذف این مطلب
اصلاً حال و حوصله نوشتن ندارم.
ولی این دلیل نمیشه که به ی سر نزنم. فقط حال نوشتن کامنت ندارم.
اصلاً یه جوری ام.
:-|

در بهار زندگی احساس پیری می کنم

درخواست حذف این مطلب
مهم نیست پیر باشی یا جوان. همین که احساس کردی پیری، دیگه پیر شدی یا روندِ پیری در تو آغاز شده.درست مثل خودم که در دهه سوم زندگی احساس پیری میکنم. روز جوان مبارک.

حرف حق بشنویم

درخواست حذف این مطلب
ب guardians of the galaxy vol 2 رو دیدم. قشنگ بود.
تو این جمله ی زیبا رو دیدم که براتون میذارم.




رک بودن و گستاخ بودن

درخواست حذف این مطلب
خیلی از ماها مرزِ میان رک بودن و گستاخی رو فراموش کردیم. یا فکر نمیکنیم این دو از هم جدا باشن.
به نظرِ من رُک بودن یعنی اینکه در کمال ادب و احترام چیزی رو قبول یا رد کنی.
ولی گستاخی یعنی اینکه بخوای با و زور و مس ه بازی و توهین و این حرف ها چیزی رو به ی تحمیل کنی.

همین مختصر و مفید.

یک ع یک حسِ خوب

درخواست حذف این مطلب
این ع خیلی حسِ خوبی به من منتقل میکنه.


و باز هم پیام رسان بومی ایتا

درخواست حذف این مطلب
خوب امشب ایتا برای لحظاتی باز شد (درست شد) و من از نسخه ی تحت وب اون استفاده کرده و ثبت نام . یه خوبی که دیدم این هست که میشه در نسخه ی تحت وب ثبت نام کرد ولی تلگرام همچین امکانی نداره.
باز شد و رفتم تو منوها. با زبان پارسی در نرم افزارها همیشه مشکل دارم و سوییچ روی english.
"ابر" و "فضای ابری" اینطور نوشته میشه یا من سواد ندارم: cloud
ولی در ایتا ببیند چطور نوشتن اون رو؟



یعنی سازندگان این برنامه سوادشون در این حد هست؟!!!
هرچند بازم گند زد و قطع شد!

شماره 36

درخواست حذف این مطلب
احمد شاملو : مادرم همیشه می گوید: از هر ی، به اندازه خودش توقع داشته باش. از عقرب توقع ماچ ﻭ بوسه ﻭ بغل نداشته باش . الاغ ﺎﺭﺵ جفتک انداختن است. سگ هم گاهی گاز می گیرد، گاهی دمی تکان می دهد. گربه هم ﺗﻠﻔﺶ روشن است. حالا تو هی بیا ﺩﺳﺘﺖ را تا مچ توی کوزه عسل بگذار دهن آدم ﻧﺎﻧﺠﺐ. راست می گوید. ﺗﻮﻗﻌﺖ را که از آدم ها کم کنی، غصه ﻫﺎﺖ هم کم می شوند. راحت تر هم زندگی میکنی. من زندگی خودم را میکنم و برایم مهم نیست چگونه قضاوت میشوم. چاقم, لاغرم, قد بلندم, کوتاه قدم, سفیدم, سبزه ام... همه به خودم مربوط است. مهم بودن یا نبودن را فراموش کن. رو مه ی روز شنبه زباله ی روز یکشنبه است. زندگی کن به شیوه خودت، با قوانین خودت با باورها و ایمان قلبی خودت. مردم دلشان می خواهد موضوعی برای گفتگو داشته باشند. برایشان فرقی نمی کند چگونه هستی. هر جور که باشی حرفی برای گفتن دارند. شاد باش و از زندگی لذت ببر. چه انتظاری از مردم داری ؟ آنها حتی پشت سر خدا هم حرف می زنند.

شب

درخواست حذف این مطلب
امشب چرا عقربه های ساعت گیر ؟
این قدر به ساعت نگاه و خمیازه کشیدم که ساعت هم شروع کرده به خمیازه کشیدن!


این هم از پیام رسان بومی

درخواست حذف این مطلب
آقا گفتم این پیام رسان ایتا رو تست بزنم که بومی هست. خلاصه . سایتش هم دیر باز میشه هم دیر میکنه!
خوب اینها رو ندیده بگیریم.
نسخه ی بتا هست.
قابل نصب نیست. یعنی داخل یک فایل زیپ هست. از ح زیپ خارج میکنی و روش کلیک میکنی و باز میشه و برای استفاده آماده.
حالا من بیشتر از پنج دقیقه هست منتظر هستم که به اینترنت وصل بشه تا من ثبت نام کنم ولی اتفاقی نیفتاده و روی connecting گیر کرده!
برنامه رو بسته دوباره باز . بازم همون آش و همون کاسه.
این شما و این پیام رسانِ بومیِ ایتا. لذت ببرید :-)))


شیائومی

درخواست حذف این مطلب
شرکت شیائومی برای معرفی گوشی جدید خودش یک ع داده بیرون.
گوشی xiaomi mi6. ع ش یه جوریه :-)
آخه باباجان یه ع خوب بذار.
این مردِ یا زن آخه؟



البته من مشکلی ندارم ولی شاید بعضی ها با دیدن این ع ها حالشون اب شه :-))
ولی این رو صادقانه بگم که گوشی های شیائومی یک سر و گردن از سامسونگ و هوآوی بالاتر هستن. پول کم میدی و یه گوشی با امکانات زیاد و بدون مشکل می ی. من داشتم اونم دو تا و الان هم یکی خواهر داره. باور کنید هنگ تو کارش نیست. همیشه هم آپدیت میشن. خیلی عالی هستن.

نابود شدم

درخواست حذف این مطلب
خیلی وقته یکی رو دوست دارم. شاید برمیگرده به یک و نیم دو سال پیش.
چیزی هست که با همه ی معیارهای من مطابق هست.
بارِ نخست که ش ت خوردم و دست رد به م زد.
مدت زیادی گذشت. هم اون تغییر کرد و هم من. من بهتر شدم و شاید اون کمی بدتر. ولی با این حال دوست داشتنِ من نسبت به اون بیشتر و بیشتر.
طوری که تا همین امروز هی از دور مینشستم و از دور میدیدمش و لذت میبردم.
با دوستم در این مورد صحبت . گفت برو پیشش بشین و مستقیم بهش بگو که دوستش داری.
من با توجه به سابقه ی پیشین مخالفت و گفتم اگر کِنِف شدم چی؟
به هر حال امشب دلُ زدم به دریا زدم و تو چت بهش گفتم.
دقیقاً مثل دفعه قبل. ع بده و...
این دفعه بیشتر حرف زد و من نوشتم که قصد من دوستی هست و خیلی خاطرش رو میخوام و حاضرم برای بودنِ با اون از خیلی چیزها (...) بگذرم.
نوشت: پول بده تا کنارت باشم!
و خیلی حرف های دیگه که اصلاً نمیشه نوشت.
حتی زد زیر حرف هایی که قبلاً گفته بود.
خلاصه حرف هایی زد که نابودم کرد. خُردم کرد. به گَند کشید منو. غرورم رو به لجن کشید. باعث شد احساس بدی نسبت به خودم پیدا کنم.
هرگز فکر نمی این ها رو از دهَنِ اون بشنوم.
اعصابم ابه. دورِ چشم هام سیاه شده. بُق . عینِ مرغ سر کنده هی دور خودم میچرخم.
تلاش میکنم با ی روبرو نشم نکنه پاچه بگیرم.
در پایان هم زد منو بلاک کرد.
منم بهش اس ام اس دادم: منو از بلاکی در بیار قول میدم پیام ندم. ولی جو نداد.
باز اس ام اس دادم: امیدوارم تا روزی که زنده هستی تنها بمونی. خداحافظ.

این مورد علاقه منه

درخواست حذف این مطلب
براتون یه کلیپ میذارم که حجمش در حدود 32 مگابایت هست.
از یه خواننده خارجی سبک کـانـتـری.
اسم خودش و آهنگش رو کلیپ هست.
حالا چرا این کلیپ؟ چون عاشق اینطور تیپ هایی هستم.
دوست دارم گوش ها رو گوشواره بزنم. انگشت ها رو همه انگشتر. به مچ ی ری چیزها آویزون کنم.
واقعاً با این چیزها حالم خوب میشه.
دو تا لینک هست. یکی مشکل داشت از دیگری کنید.

لینک یک

لینک دو

آهنگ دوست داشتنی

درخواست حذف این مطلب
من اینطور آهنگ هایی رو دوست دارم. شما هم گوش کنید:
متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="autostart" value="false">
آهنگ set it off
از
jason aldean لینک با کیفیت بالا کلیک

بزودی به گـا خواهیم رفت

درخواست حذف این مطلب
نخست اینکه: معذرت برای تیترِ مطلب. ولی خوب عینِ حقیقت هست.
وضع دنیا اب شده. حوادث و رویدادهای سالها و ماه های اخیر نشون میده که دنیا شده هر کی واسه خودش.
کشور عزیزمون به همراه عراق و از طرفی (وضع خاورمیانه که کلاً مشخص هست). روسیه از طرفی و و هم پیمانانِ اون از طرفی دیگه.
آغاز جنگ سرد و جنگ لفظی میان و روسیه، میانِ ایران و عربستان و...
به نظر من جنگ جهانی سوم مدت هاست آغاز شده (سالِ پیش هم در وبلاگی که حذف ، نوشتم).
اینکه دیگه کی با موشک های هسته ای و بمب های هیدروژنی بزنن همدیگه رو منهدم کنن، اون رو من نمیدونم.
ولی این رو میدونم که کشورِ خودمون هم به گـا خواهد رفت.
حالا بشینید و ببینید.
امروز هم که روسیه به در مورد حمله به هشدار داده.
بیچاره مردمِ بدبختی که این میون باید قربانی بشن و خودِ ما هم یکی از اونها هستیم.




پی نوشت: چند دقیقه پیش داشت تگرگ میبارید. جلو چشمم خیلی از گل هام رو به فنا داد. چند تا گلدون رو به جای امن منتقل ولی اونهایی که تو باغچه بودن رو چکار میشد کرد؟


چون خیلی بی شعوری

درخواست حذف این مطلب
چندی پیش تو اتوبوس نشسته بودم.
بیخیال داشتم بیرون رو نگاه که گفتگوی دو پسر که پشت سرِ من نشسته بودن توجه منو به خودش جلب کرد.
این یکی پسره به اون یکی: چرا وقتی من کنارِ تو هستم این قدر احساسِ آرامش میکنم؟
اون یکی: چون خیلی بی شعوری. و هر دو زدن زیرِ خنده.
منم لبخندی روی لبم نشست.
دوست داشتن سن و جنس و مکان سرش نمیشه.
کاش همه همدیگه رو دوست داشته باشن و هرگز دشمنی در کار نباشه.

بزودی به گـا خواهیم رفت

درخواست حذف این مطلب
نخست اینکه: معذرت برای تیترِ مطلب. ولی خوب عینِ حقیقت هست.
وضع دنیا اب شده. حوادث و رویدادهای سالها و ماه های اخیر نشون میده که دنیا شده هر کی واسه خودش.
کشور عزیزمون به همراه عراق و از طرفی (وضع خاورمیانه که کلاً مشخص هست). روسیه از طرفی و و هم پیمانانِ اون از طرفی دیگه.
آغاز جنگ سرد و جنگ لفظی میان و روسیه، میانِ ایران و عربستان و...
به نظر من جنگ جهانی سوم مدت هاست آغاز شده (سالِ پیش هم در وبلاگی که حذف ، نوشتم).
اینکه دیگه کی با موشک های هسته ای و بمب های هیدروژنی بزنن همدیگه رو منهدم کنن، اون رو من نمیدونم.
ولی این رو میدونم که کشورِ خودمون هم به گـایِ سگ خواهد رفت.
حالا بشینید و ببینید.
امروز هم که روسیه به در مورد حمله به هشدار داده.
بیچاره مردمِ بدبختی که این میون باید قربانی بشن و خودِ ما هم یکی از اونها هستیم.




پی نوشت: چند دقیقه پیش داشت تگرگ میبارید. جلو چشمم خیلی از گل هام رو به فنا داد. چند تا گلدون رو به جای امن منتقل ولی اونهایی که تو باغچه بودن رو چکار میشد کرد؟


خواهرزاده راهی شد

درخواست حذف این مطلب
عصر خواهر زاده رو بردیم ترمینال. آخه بهشون برگه داده بودن که ساعت 17:30 عصر ترمینال باشن چون خودش ماشین کرایه کرده بود که اونها رو ببره پادگان عجب شیر.
خواهر زاده که سوار اتوبوس نشده بود خواهر زد زیر گریه (مادرش). چون پسر بزرگش هست و اولین بچه ش هست که میره سربازی. هر چند سربازی این زمونه رفتن شده هتل رفتن.
منم خیلی جلوی خودم رو گرفتم ولی یه خورده اشک اومد تو چشمم اونم وقتی که خواهر زاده سوار اتوبوس بود و ندید و خودم رو کنترل . سعی با شکلک و ادا در آوردن اونو خوشحال کنم و مثلاً دارم به شدت گریه میکنم خودم رو ت میدادم و دست میکشیدم زیر چشم ها. اونم میخندید.
بعد از رفتن اون دیگه خواهر اینقدر گریه کرده که نگو.
چندین سال پیش که میگفتن عجب شیر یکی از پادگان هایی هست که خیلی سخت میگیرن و در سطح کشور هم معروف بود. دیگه الآن نمیدونم.

گلِ من باز شد

درخواست حذف این مطلب
گلِ رزِ من چند روزی هست که باز شده.
خودم یدم و پرورش دادم. هی بهش میرسم.
هر چند روز یکبار کود بهش میدم و همیشه هم چشمم بهش هست که آفت نزنه.
خیلی به گل ها علاقه دارم.
کنارش یه رزِ سفید هست. اونم وقتی باز شد ع ش رو میذارم.


درد دل

درخواست حذف این مطلب
در زندگی باید گاهی اوقات با برخی چیزها کنار اومد. باید قبول کرد اونو.

بازم آلرژی

درخواست حذف این مطلب
دو روز هست که شب ها این آلرژی به نهایت خودش میرسه. ی ره پشت سرِ هم عطسه و آبریزشِ شدید بینی. کلی دستمال جلوم گذاشتم و هی خیس میکنم و دستمال جدید...
دیگه از خارش بینی و چشم و گوش و حتی لب ها هم چیزی ننویسم بهتره.
قرص ضد آلرژی هم خوردم (کلر فنیر آمین) ولی تاثیری نداره.
واقعاً دیگه تحمل ندارم.
...
شام سبزی پلو با ماهی داشتیم. فکر کنم یه تیکه استخون ریز یا گلوم رو زخم کرده یا گیر کرده تو گلوم. اینم اذیت میکنه ولی از آلرژیه بهتر هست و قابل تحمل.